ایرانیان مقیم امارات؛ گرفتار میان وطن و خانه
«راجا عبدالرحیم» در نیویورک تایمز نوشت:
پس از آنکه آمریکا و اسرائیل وارد جنگ با ایران شدند، تهران با حملات هوایی به متحدان عرب واشنگتن در منطقه، از جمله امارات متحده عربی، پاسخ داد. در این میان، ایرانیان ساکن امارات ناگهان خود را در وضعیتی پیچیده و ناآرام یافتند.
رضا نمازی، ایرانیای که ۲۰ سال پیش همراه خانوادهاش به دبی مهاجرت کرده، میگوید: «اینکه ناگهان خانهات اینجا از سوی وطنت هدف حمله قرار بگیرد، تجربهای غریب و باورنکردنی است.» او میافزاید: «در چنین لحظهای، وفاداریات به کجاست؟ صد درصد به خانهات.»
در طول نسلها، صدها هزار ایرانی، امارات را خانه خود کردهاند و جامعهای ساختهاند که رشد کرده، شکوفا شده و نقش خود را در بازارهای سنتی دبی، تجارت و صحنه هنری این شهر برجای گذاشته است.
نمازی میگوید در دبی چندین کسبوکار دارد؛ از جمله رستورانی به نام «Iranish» که سه سال پیش راهاندازی کرده و قرار بوده یادآور غذاهایی باشد که آدم در خانه مادربزرگ ایرانیاش میخورد.
اما این حس خانهبودن، زمانی بیش از پیش آسیب دید که دولت امارات شروع به لغو ویزاها و مجوزهای اقامت برخی از ایرانیان مقیم کرد.
نمازی میگوید یکی از بستگانش همراه خانوادهاش برای تعطیلات عید فطر به اسپانیا رفته بود که متوجه شد ویزای اماراتی همسرش لغو شده است؛ اتفاقی که باعث شد خانواده در خارج از کشور سرگردان بمانند.
او در گفتوگویی هنگام ناهار در رستورانش در دبی گفت: «این واقعا آدم را از درون میلرزاند.»
امین ابرا، سرآشپز رستوران، که روبهروی او نشسته بود، گفت یکی از دوستانش ماه گذشته برای تعطیلات به بالی رفته بود و هنگام بازگشت به فرودگاه دبی فهمید که مجوز اقامتش لغو شده است. به او گفته شد اجازه ورود به کشور را ندارد و ناچار شد بلیت پرواز به ترکیه بگیرد.
وزارت خارجه امارات اوایل این ماه اعلام کرد که «ادعاهای رسانهای نادرستی درباره وضعیت اقامتی جامعه ایرانی» مطرح شده است، بیآنکه روشن کند دقیقا کدام بخش از این ادعاها نادرست بوده یا آیا برخی اقامتها واقعا لغو شدهاند یا نه. این وزارتخانه افزود که امارات «میزبان جامعهای محترم و ارزشمند از ایرانیان است که بخشی جداییناپذیر از بافت اجتماعی کشور را تشکیل میدهند.»
شماری از ایرانیان ساکن دبی گفتند در همه مواردی که شنیدهاند، افرادی که ویزا یا اقامتشان لغو شده، هنگام لغو در خارج از کشور بودهاند. به گفته آنان، وضعیت برخی از این افراد پس از اعتراض یا درخواست تجدیدنظر دوباره برقرار شده است.
برخی ایرانیان در دبی، از صاحبان مغازههای فروش زعفران و فرش ایرانی گرفته تا مدیران بانکهای ایرانی، یا حاضر به گفتوگو نشدند یا تنها به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند. به نظر میرسید آنان نگراناند که وفاداریشان زیر سوال برود و جامعه ایرانی با برخوردهای سختگیرانهتری روبهرو شود.
نمازی میگوید دخترش تنها ۴ سال داشت که خانواده به دبی آمدند و اینجا تنها خانهای است که او میشناسد. اما احساس تعلق او اکنون آسیب دیده است.
او میگوید: «دخترم میگفت اگر ویزای ما را لغو کنند چه میشود؟ کجا خواهیم رفت؟ ما نمیتوانیم به ایران برگردیم.» دختر او نگران بود در جایی زندگی کند که شاید در آن پذیرفته نشود.
از آغاز جنگ تا پیش از اجرای آتشبسی دو هفتهای در اوایل این ماه، ایران بیش از ۲۸۰۰ حمله پهپادی و موشکی علیه امارات انجام داده است؛ کشوری که در نزدیکترین نقطه، کمتر از ۵۰ مایل با خاک ایران فاصله دارد و درست آن سوی تنگه هرمز قرار گرفته است. به گفته وزارت دفاع امارات، این حملات ۱۰ غیرنظامی را کشته است.
در ادامه همین فضای پرتنش، امارات روز دوشنبه اعلام کرد ۲۷ مرد را که عضو یک «هسته تروریستی» مرتبط با ایران بودهاند، بازداشت کرده است. در این بیانیه به ملیت این افراد اشارهای نشده، اما به نظر میرسد بسیاری از آنان شهروند امارات بودهاند.
دولت امارات در واکنش به حملات ایران، در اواسط مارس دستور تعطیلی بیمارستان ایرانی، یک باشگاه فرهنگی و چند مدرسه را صادر کرد؛ نهادهایی که به گفته مقامهای اماراتی با حکومت ایران ارتباط دارند.
ماه گذشته، بیرون ورودی اورژانس بیمارستان ایرانی که تعطیل شده بود و نمای آن با کاشیهای فیروزهای رایج در معماری ایرانی تزئین شده بود، تنها یک آمبولانس پارک شده بود و دو نگهبان امنیتی در نزدیکی آن نشسته بودند.
این نگهبانان گفتند یک روز پیش از آن، آخرین بیماران بیمارستان به مراکز درمانی دیگر منتقل شده بودند. همزمان، برخی ساکنان دبی در فضای آنلاین از تعطیلی یکی از معدود مراکز درمانی مقرونبهصرفه شهر ابراز نارضایتی کردند.
تماس با مدیران بیمارستان ایرانی برای دریافت اظهارنظر ممکن نشد و مدیرعامل باشگاه فرهنگی ایرانی نیز به پرسشهای کتبی پاسخی نداد.
وزارت خارجه امارات به نیویورک تایمز گفت: «برخی نهادهایی که به طور مستقیم با حکومت ایران» و سپاه پاسداران مرتبط هستند، «پس از آنکه مشخص شد برای پیشبرد دستورکارهایی مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند که در خدمت مردم ایران نیست و ناقض قوانین امارات است»، تعطیل خواهند شد.
این بیانیه همچنین تاکید کرد که امارات میزبان جامعهای ایرانی با سابقهای طولانی و پویاست؛ جامعهای که همچنان نقشی جداییناپذیر در این کشور ایفا میکند و یکی از مشارکتکنندگان ارزشمند در روند پیشرفت آن به شمار میرود.
مبین صالحی، روزنامهنگار مستقر در دبی که با «ایرانیان امارات» همکاری میکند، گفت علاوه بر بیمارستان و باشگاه، چند مدرسه ایرانی از جمله دانشگاه آزاد اسلامی در دبی نیز تعطیل شدهاند.
ایرانیان خیلی پیش از آنکه دبی به مقصد جهانی امروز تبدیل شود، به امارات مهاجرت کرده بودند و نسلهای مختلف آنان در شکلگیری این کلانشهر پرجنبوجوش نقش داشتهاند.
امین مقدم، استاد مهاجرت بینالمللی در دانشگاه پواتیه فرانسه، میگوید چند موج مختلف مهاجرت از ایران به امارات شکل گرفته که عوامل گوناگونی در آن نقش داشته است؛ از جمله وضع عوارض گمرکی بر بازرگانان در اوایل قرن بیستم و انقلاب اسلامی ۱۹۷۹. به گفته برخی تحلیلگران، جمعیت ایرانیان در امارات اکنون حدود ۵۰۰ هزار نفر برآورد میشود.
به گفته مقدم، زمانی که امارات در سال ۱۹۷۱ تاسیس شد، به بسیاری از ایرانیانی که آن زمان در این کشور زندگی میکردند، تابعیت پیشنهاد شد. برخی آن را پذیرفتند و برخی نپذیرفتند.
ایرانیانی که بیش از یک نسل در این کشور زندگی کردهاند، به «اماراتیهای عجم» شناخته میشوند. واژه «عجم» به معنی غیرعرب است و اغلب به افرادی با ریشه ایرانی اشاره دارد. آنان در گفتار، نوع پوشش و حس تعلق، عملا از اماراتیهای عرب قابل تفکیک نیستند.
برای برخی از مهاجرانی که در زمان ارائه این پیشنهاد، تابعیت امارات را نپذیرفتند، عملا تنها نشانه ایرانیبودنشان گذرنامهشان است.
مقدم میگوید: «امارات از سیاستهای مهاجرتی و ویزا به عنوان اهرم فشار استفاده میکند. این نوعی اقدام تلافیجویانه است، اما تلافیجویی سیاسی است. به نظر من، این کار عاقلانهتر از ورود آشکار به یک مداخله نظامی است.»
علی، یک ایرانی مقیم دبی، ماه گذشته همراه همسرش برای جشن نوروز در پاریس بود که همسرش متوجه شد مجوز اقامت اماراتیاش لغو شده است.
علی، کیکبوکسور سابق که اکنون به عنوان مربی و تمریندهنده شخصی کار میکند، میگوید او و همسرش اکنون در بلاتکلیفی به سر میبرند؛ در فرانسه ماندهاند، از مهلت ویزای خود عبور کردهاند، نمیتوانند به خانهشان بازگردند و نمیدانند باید چه کنند.
او که ۴۳ سال دارد و از ترس پیامدها خواست تنها با نام کوچکش معرفی شود، در گفتوگویی تلفنی از یک کافه در پاریس گفت: «وقتی جنگ شروع شد، همه چیز تغییر کرد.»
او گفت خودش و همسرش، که در حوزه خدمات زیبایی کار میکند، در حال ساختن زندگیشان در دبی بودند و برای خرید ملک در آنجا، هرچه در ایران داشتند فروخته بودند. به گفته او، ویزای خودش ظاهرا لغو نشده، اما میترسد اگر برای بازگشت اقدام کند، او نیز از ورود منع شود.
او گفت: «من دیگر هیچ آیندهای ندارم. نمیتوانم به ایران برگردم. نمیتوانم به اروپا برگردم. نمیتوانم به امارات متحده عربی برگردم.»